مرتضى راوندى

519

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گفتار ولتر ولتر نويسنده و متفكر عاليقدر فرانسوى ، براى نشان دادن مقام و ارزش آزادى مىگويد : « . . . من با اين حرفى كه تو مىزنى مخالفم ، ولى حاضرم جان خود را فدا كنم تا تو حق داشته باشى آن حرف را بزنى . » جواهر لعل نهرو ، سياستمدار و متفكر نامدار هندوستان ، شرط تمدن را خويشتن‌دارى و احترام به حيثيت و عقايد ديگران مىداند ، و در مقام تعريف و توصيف تمدن و فرهنگ بشرى مىگويد : « بسيار دشوار است كه معنى صحيحى براى تمدّن و فرهنگ بيان كنم ، و من نمىخواهم چنين كارى بكنم . اما در ميان تمام چيزهاى مختلفى كه فرهنگ ، شامل آن مىگردد ، مسلما خويشتن‌دارى ، محدود ساختن خودخواهيهاى شخصى ، و ملاحظهء ديگران ، يكى از مهمترين چيزهاست . اگر كسى فاقد اين خويشتن‌دارى است و خودخواهى خويشتن را محدود نمىسازد و ملاحظه و احترام ديگران را ندارد ، مىتوان به يقين گفت كه شخصى بىتمدّن و بىفرهنگ است . . . » « 1 » تنوّع عقايد و معتقدات مذهبى حاج سيّاح ، ضمن ادامهء مسافرت خود به جانب سيستان با صاحبدلى چنين مىگويد : « . . . انسان تا دنيا را گردش نكند و فرق و اقوام عالم را نبيند گمان مىكند كه مثلا مملكت يا اهل مذهب خودش ، در عالم بىمانند است . من اقوام بشر را خيلى شبيه يكديگر يافتم ، كشيشان نصرانى ، خاخامهاى يهود ، برهمنان هند و روحانيان يا متصّوفه و عرفا و زهّاد و راهبان و عوام هر فرقه ، شبيه يكديگرند . هر فرقه ، براى رؤساى خود معجزات و كرامات قايل است . . . عوام ما به هر دليل كه دين خود را حق مىدانند عوام ديگران نيز مذهب خود را حق مىشمارند . اجمالا مؤسس هر مذهب . . . زحمت كشيده امّا . . . بعضى از روحانيان در هر مذهب ، همان اساس حق را مايهء عيش و نفوذ و رياست و كسب مال و جاه گردانيده ، هزاران اختلاف و تأويل و بدعت داير كرده‌اند . . . من انسان خوب ، كسى را دانسته و ديده‌ام كه زحمت او به خلق نمىرسد و بهتر از او كسى ، كه نفع او به خلق مىرسد من يك مرتاضى كه چهل سال ترك حيوانى كرد . . . پست‌تر از يك زارع مىدانم كه اجمالا مىداند خالقى دارد و كار مىكند و به كف آن مرتاض ، نان مىنهد ، بايد اثر وجود مرد را ديد . . . » « 2 »

--> ( 1 ) . نگاهى به تاريخ جهان پيشين ، ص 90 . ( 2 ) . خاطرات حاج سيّاح ، ص 140 .